گروهى از نويسندگان
حق اليقين شبسترى 2
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
حق اليقين بسم الله الرحمن الرحيم اى پيداتر از هر پيدائى * وى آشكاراتر از هر هويدائى پيدائى تو با پنهانى سازگار * و پنهانى تو چون پيدائى آشكار نه پيدائى تو از پنهانى در ميان * و نه پنهانى تو از پيدائى بر كران اى هستى كه هيچ نيستى در هستى تو فرونيايد و هيچ نيستى هستى تو را نشايد نسبت هستى تو با هستيها كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ و نسبت نيستيها با هستى تو كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ يگانگى تو در ازل و ابد به يك قرار منزّه و مبرّا از اضافه و نسبت اندك و بسيار ، ع . آن كيست تو را داند تا بر تو ثنا خواند هم سپاس تست كه بر جناب تو بر كار است و هم ستايش تست كه تو را سزاوار است و درود و سلام پاك و پاكان حضرت تو بر روح روان حامد انت كما اثنيت و شاهد وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ نقطه بدايت جمال كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين و زبدة نهايت